خرید بک لینک

آغوشِ آرومِ تو

اقیانوسِ من بود

برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:12

مامان هرروز زنگ میزند و بعد از تعارف های متعارف و خوبی و خوبیم و پدرت خوب است می پرسد چه خبر؟و من به این فکر می کنم که درست پنج روز است از خانه بیرون نرفته ام و اصلا نمیدانم هوای ساعت هشت صبح یا دوازده ظهر چه تغییری کرده فقط عصر ها که او می آید خانه میگوید امروز خیلی گرم بود و تنها اطلاعم از هوا این

برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:12

شب های امتحان را دوست دارم!آن استرس کشنده که منجر به حالت تهوع می شود!یا آن لرزش خفیف دست و پا!حتی ترس از خواب ماندنِ صبح را نمی دانم بگذارم کجای دلم!راستش وقتی امتحانات تمام می شوند دلِ من هم پر می شود از غم!دیگر آن اضطراب های کشنده نیستند که خودم را با آن ها بدحال کنم!یا نیازمند جزوه ی کسی نیستم که هی حرص بخورم!به جایش فقط آرامش است و من این آرامشِ وحشتنامِ بعد از امتحان را دوست ندارم

برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:12

سریال شهرزاد با تمام بدی ها و توی ذوق خوردن هایش یک خوبی بزرگ دارد! خیلی مستقیم و دوستانه میگوید خواهر من برادر من بیایید و به این ضرب المثل قدیمی کبوتر با کبوتر باز با باز پای بند باشیم! وقتی دکتر هستیم زن سیکلمه نشویم یا وقتی ادبیات خوانده ایم و دل مان پر از عشق است آن را به یک آدم ناجور ولو مهربا

برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:12

گاهی دست هایم را می زنم زیر چانه ام و گوله گوله اشک میریزم از دست بعضی ها! از دست دخالت های بی جای شان !ز نظر های بیخود دادن در مورد زندگی ام و رفتار هایم و وسایلم و سبک حرف زدنم و غیره و ذلک! در حالی که در هنگام ناراحتی یا نیاز مالی خودشان هیچ کاری برای مان نکرده اند! انقدر الکی دلسوزی نکنید انقدر الکی فکر نکنید می توانید در مورد زندگی هایمان تصمیم بگیرید انقدر خوشتان نیاید از تحقیر ما انقدر فکر نکنید دوستمان دارید فکر نکنید ک فکر میکنیم دوستمان دارید! مرسی اه

برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:12

صفحه بندی